السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
133
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
اگر فرمانبرى ، فرمانِ شَه بَر * و گرنه اوفتادى خود به چَه ، در اگر فرمانبرى ، فرمانِ حيدر * چو باب است آن به علمِ مصطفى در و در ديوانش « الهى نامه » گويد : پيمبر گفت با آن نور ديده * ز يك نوريم هر دو آفريده على چون با نبى باشد ز يك نور * يكى باشند هر دو از دوى دور چنان در شهر دانش باب آمد * كه جنّت را به حق بوّاب آمد شرح حالش بزرگان علماى اهل سنّت شرح حال او را آورده و از عارفان مشهور خود به شمار آوردهاند ، كه به تفصيل در بعضى جلدهاى كتاب خواهد آمد . انشاءاللَّهتعالى . دهلوى صريحاً مىگويد كه او از بزرگان پذيرفته شده نزد اهل سنّت مىباشد . همانطور او و كابلى سخنى از عطّار را به گواهى گرفتهاند . كابلى گويد : شيخ جليل فريدالدّين احمد بنمحمّد نيشابورى گفت : هر كس به محمّد صلى الله عليه و آله و سلم ايمان آورد و به خاندانش ايمان نياورد ، مؤمن نيست ، علما و عارفان همگى بر اين مطلب اجماع كردهاند و هيچكس آن را انكار ننموده است . » به « الصواعق » نوشتهى كابلى و « التّحفة الاثناعشرية » مراجعه كنيد . 51 - روايت ابوالحسن ابناثير ابوالحسن علىبنمحمّد جزرى معروف به « ابناثير » حديث مدينةالعلم را در كتابش « أسد الغابة في معرفة الصحابة » چنين آورده است : « ما را زيدبن حسنبن زيد ، ابواليمن الكندى و غير از او ، با نوشتن خبر دادند : خبر داد ما را ابومنصور زريق از احمدبن علىبنثابت از محمّدبناحمدبنرزق از ابوبكربن مكرّمبن احمدبنمكرّم قاضى ، ما را حديث كرد قاسمبن عبدالرّحمان انبارى از ابوصلت هروى ، از ابومعاويه از اعمش از مجاهد از ابنعبّاس كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر